داستان مامان داستان من - داستان خواهر ، داستان عمه ، داستان زن دایی ، داستان خاله ،‌

آیه

داستان بد داستان خوب


سلامی چو بوی خوش آشنایی

پیامبر اکرم (ص) : هرکس توبه کند اما دوستان بد خود را تغییر ندهد توبه نکرده است.

آیه



 سایر صفحات و آرشیو وبلاگ را هم ببینید
گل
لینکهای خوب
چهارشنبه 3 شهریور‌ماه سال 1389 ساعت 02:26 ب.ظ

داستان از کجا شروع میشد؟؟؟
از اون جایی که اومدی نشستی پای کامپیوتر و یه جایی تصادفی یه چیزی دیدی یادت هست چی بود؟؟
داستان س ک س مامان،داستان کردن مامان،داستان سینه مامان،داستان...مامان
خلاصه داستان های نا جوری بود
خجالت کشیدی ولی کیفم کردی اون ته مغزت یه چیزی ترشح شد که بهت میگفت داری حال میکنی کنج کاوم شدی
از همه مهم تر کار دیگه ای هم نداشتی که انجام بدی تازه این نتیجه اول گوگل بوده پس چیز مهم ودرست حسابی باید باشه آخه گوگل که اشتباه نمیکنه!!!!
رفتی و دیدی خوندی و حال کردی حالا وسطاش جلق زدی یا نه احتمالا زدی!!!
خوب حالا که چی؟؟
اینا رو گفتم که چی بشه؟؟؟
اینا رو بهت گفتم که بدونی


شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای
قدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه؟؟؟
تو چاهی که من افتادم نیوفت
من خودم خیلی از اینا رو خوندم ولی نتیجش چی شد؟؟؟
کیف کردم؟؟؟
دفعه اول آره دفعه دوم کمتر دفعه سوم نه دفعه چهارم عذاب شروع شد!!!
تو چاهی که من افتادم نیوفت
این ها دروغه مثل روز روشنه که دروغه چراش توی بقیه مطلب نوشتم وخواهم نوشت
نظر یادت نره
تو چاهی که من افتادم نیوفت
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo